دغدغه های شخصی یا اثر هنری؛نگاهی به نمایشگاه«هزارو یک بشقاب زیر لعابی»
به قلم آرزو زرگر
نمایشگاه «هزار و یک بشقاب زیر لعابی» در چهاردهم آبان 1395 در گالری شیرین به کوشش آزاده شولی به نمایش در آمد. در این نمایشگاه که دوره نخست آن بود، 250 بشقاب با تکنیک زیر لعابی بوسیله هنرمندان همه عرصه های هنری از جمله نقاشان، بازیگران نویسندگان، عکاسان و ... به نمایش گذاشته شد.
در این نمایشگاه طبق گفته گردآورنده این آثار، به هر کدام از هنرمندان بسته کوچکی که شامل یک بشقاب سرامیکی سفید پخت، تمامی رنگهای لعاب لازم، پالت، قلمو و توضیحات کامل فرستاده شد و پس از بازگشت آثار روی آنها لعاب شفاف اعمال شده و در کوره مجددا پخته شده است. تکنیک و روش اجرا در تمامی آثار یکسان است و تمامی بشقاب ها دارای پوشش لعاب شفاف هستند. بدنه ها و لعاب دارای پخت متوسط در حدود 1000 درجه سانتی گراد هستند.
آنچه که در لحظه ورود به نمایشگاه دیده می شود چیدمانی منظم از بشقابها که در اندازه های یکسان و به صورت هم ارتفاع از سطح زمین روی دیوار و با ریتم کاملا منظم تکرار شده اند. البته در ورودی طبقه پایین گالری کاری متفاوت از سایر آثار به صورت چیدمانی از بشقاب های بسیار کوچک و در تعداد فراوان با لعابهایی درهم به چشم میخورد و با آثار دیگر همخوانی ندارد.

با دو رویکرد می توان آثار این نمایشگاه را بررسی نمود:
زمینه کاری هنرمند سازنده اثر.
محتوای ترسیم شده در هر بشقاب.
با توجه به پیش رو بودن سه دوره دیگر از این دست نمایشگاه هنوز نمیتوان دیدگاه کاملی از حرفه هنری افراد به دست آورد. البته در دوره نخست می توان از بشقابی که در زمان حیات مرحوم داود رشیدی و به دست خود ایشان مزین شده است را نام برد.
از سوی دیگر میتوان آثار را برمبنای محتوای ترسیم شده نیز طبقه بندی کرد
آثاری که بر روی آنها نقاشی ترسیم شده
آثاری که بر روی آنها خط نوشته شده
آثاری که بر روی آنها نقوش هندسی مشاهده میشود
نقوش حیوانی خود در دوسته انتزاعی و واقع گرایانه ترسیم شده است.البته تعداد آثار حیوانی انتزاعی ترسیم شده بسیار بیشتر از آثار واقع گرایانه است. نقوش انسانی را می توان در سه دسته پرتره، انتزاعی و روایت گونه جای داد. البته لازم به ذکر است چنانچه بخواهیم هر کدام از این آثار را به صورت مجزا نقد کنیم سبک شناسی هر کدام از این آثار حائز اهمیت میشود که منظر این نقد نمی باشد. تصاویر جمادات نیز شامل گل،درخت و گیاه، میوه و یا ابزارهای انسانی است. هر کدام از این تصاویر نیز هم به صورت واقع گرایانه یا انتزاعی ترسیم شده است. خط در بشقاب ها به صورت خوشنویسی ،نقاشی خط و یا دست نویس و پراکنده زیر ظاهر شده است. گاها در بعضی از آثار متن نوشته شده دارای روایتی است و یا بیان کننده جمله ای می باشد.
اگر بخواهیم نمایشگاه پیش رو را با رویکرد نگاه به تک تک آثار بررسی نماییم، مطمئنا نیازمند شناسایی زمینه های فکری و هنری هر هنرمند،سبک شناسی و مکاتبی که هر کدام از این آثار در آن شکل گرفته است خواهیم بود، که از این مقوله خارج است. اما نقد پیش رو نحوه اجرای نمایشگاه، که شامل انتخاب هنرمندان، استفاده از مدیای سرامیک، انسجام در موضوع و در نهایت بیانیه گرداورنده است .
در مجموع به نظر می رسد هیچ موضوع یا سوژه یکسانی در آثار دیده نمی شود. تنها وجه اشتراک تکنیک زیرلعابی بوده است. البته این امر به خودی خود سبب ایجاد تنوع در آثار تولید شده می باشد و هنرمندان از میل و سلیقه خود، برای خلق این آثار بهره جسته اند. این نکته زمانی قابل تعمق می گردد که به بیانیه گردآورنده توجه می کنیم.

زمانی که بیانیه گردآورنده را در ارتباط با این نمایشگاه میخوانیم آنچه که از مطالب ایشان برمی آید نشان از انتقادی است که بر وضعیت سفال و سرامیک و نمایشگاه هایی که با این مدیا برگزار میشود، وی را به سوی برپایی این نمایشگاه هدایت کرده است .به گفته آزاده شولی این نمایشگاه برای احیای سرامیک معاصر و پررنگ جلوه دادن کاربردی بودن سرامیک است.
با نگاه به آثار به نمایش درآمده و حتی نوع چیدمان کارها حس کاربردی بودن آثار نه تنها القا نمی شود بلکه بیش از پیش تزئینی بودن این بشقابها را یادآور می گردد. بخصوص در مواردی که اثر خلق شده از جانب هنرمندی به نام باشد.
از نکات قابل نعمق دیگر محل برگزاری این نمایشگاه است. اگر هدف گردآورنده بیان کاربردی بودن مدیا سرامیک در دوره معاصر است، گالری مکان مناسبی برای این منظور نیست. اصولا آثاری در گالری به نمایش گذاشته می شود که دارای جنبه های مفهومی و یا تزئینی هستند و تقریبا مخاطب خاص دارند. از سوی دیگر با نگاه به تاریخچه آثار به نمایش درآمده در گالری شیرین و نوع انتخاب آثار در این گالری می توان دریافت که مسئله مفهومی بودن آثار تا حد زیادی کمرنگ می شود و فرضیه اطمینان از فروش آثار به میان می آید.
نکته بعدی چیدمان آثار است.نظم بیش از اندازه در چیدمان، یک اندازه بودن تمامی آثار موجب خستگی مخاطبان و از همه مهمتر احتمال ازبین رفتن ارتباط آنها با هدفی که گردآورنده دنبال می کند، را به وجود می آورد. با مد نظر قرار دادن این مسئله گردآورنده می توانست آثار را برمبنای عناوین گفته شده در متن دسته بندی نموده و یا با رویکردی خاص، فضا و چیدمانی بهتر و قابل تعمق تر را برای بازدیدکنندگان مهیا نماید. البته ذکر این نکته ضروری است که دلزدگی ازدیدن آثار یک اندازه و چیدمانی یک دست از ارزش تک تک کارهای ایجاد شده را نمی کاهد.
شاید نکته دیگر در نمایشگاه این باشد که پس ازدیدن آثار از خود بپرسیم که علت استفاده از سرامیک و الخصوص فرم بشقاب چه بوده است. اگر مبنا بیانیه گردآورنده باشد به نظر میرسد انتخابی اولیه بوده است. حال، آیا خلق اینگونه آثار بر روی بوم نقاشی و با کمک قلمو و رنگ امکان پذیر نبوده و چه الزامی به مراحل ساخت، پخت و مجددا لعابکاری و صرف زمان زیاد است.
مسئله مهم دیگر نحوه گزینش هنرمندان است. در بسیاری از آثار می توانیم تکنیک های خوبی از نقاشی را ببینیم که این امر در نوع خود جالب است. اما هدف از این انتخاب چه بوده؟ حسی که این انتخاب در مخاطب و در فضای گالری ایجاد میکند دور از مفهوم «هنر برای هنر نیست».
و در پایان آیا حقیقتا نمایشگاه هزار و یک بشقاب(دوره نخست) توانسته پا را از حد یک فروشگاه بشقاب های نقاشی شده فراتر بگذارد؟ این سوالی است که شاید بتوان در انتهای دوره پایانی نمایشگاه بشقاب ها در مورد آن اظهار نظر کرد.