"تغییر یا تبادل"؛ یادداشتی بر پرفورمنس گروهی سرامیک

Change or Exchange

a review about "Change or exchange" performance

written by:  Rojhane Hosseini

 

امروزه، مقصود از امر هنرمندانه دیگر تنها خلق یک اثر نیست. هنرمندان با تاثیرپذیری از اتفاقات سیاسی، اجتماعی و ارتباطات انسانی توانستند با خلق آثاری پرسشگر در جهت تاثیرگذاری بر افکار دیگران، مرزهای هنر و مفاهیم وابسته به آن را گسترش دهند. بنابراین هنرمند معاصر تنها وابسته به درونیات خود نیست و همچون عضوی فعال با آثار و کنش‎های خود به دنبال برقراری ارتباط با اجتماع و دیگران است.

پنج شنبه 23 آبان 1398 چهار هنرمند؛ "صادق باقری" و "آرزو زرگر" هنرمندان ایرانی به همراه "ایلینا هوروبا دانچی" و "ساندرینا میهالیچ" هنرمندانی از کشور رومانی اجرای پرفورمنس مشترکی را در خانه هنرمندان ایران گالری بهار ارائه دادند. شروع شکل گیری این پروژه بدلیل آشنایی این هنرمندان در سمپوزیوم بین المللی در شهر کوکوتن رومانی است. موضوع تمام دوره‏ها در این سمپوزیوم "انسان" است که هرساله ده هنرمندان از کشورهای مختلف و با تخصص‎های متفاوت در آن حضور می‌یابند. صادق باقری و آرزو زرگر هنرمندان ایرانی با رسانه‎ای سرامیک در این دوره اخیر این سمپوزیوم(2019) حضور یافتند و آثاری را با محوریت انسان برای آن مجموعه ارائه نمودند. بنا بر قرار اولیه برگزارکننده سمپوزیوم، مبنی بر تبادل هنرمندان بین دو کشور ایران و رومانی، ایلیینا و ساندرینا هنرمندان سرامیست شرکت کننده در این سمپوزیوم در آبان ماه 1398 به ایران آمده و با همکاری صادق و آرزو پروژه مشترک "تبادل یا تغییر" را آغاز نمودند.

برقراری ارتباط از اولین نشانه‎های بلوغ فکری انسان‎ها و دریچه‎ایی برای تبادل و پذیرش تغییرات است. بدون در نظر گرفتن تفاوت‎های نژادی، انسان‎ها دارای ساختار فیزیکی مشترکی در اجزای بدن هستند. هر انسانی‎ می‌تواند به وسیله اندام‎ها بخصوص دست، پا و اجزای صورت ارتباط غیرکلامی با دیگری برقرار نماید. ارتباطی ناب، بی پیرایه و عاری از ابهام و بدون نیاز به زبان ترجمه. هنرمندان این مجموعه به واسطه تجربه‎ی همزیستی در مدت کوتاه سمپوزیوم، ارتباط و تبادل فکری را با یگدیگر برقرار نمودند که فارغ از مشکلات غیرهمزبان بودن برای انتقال مفاهیم، موجبات تغییراتی هرچند اندک اما ماندگار را برای آنها به همراه داشت. با تاثیر از این ارتباط هنرمندان پرفورمنسی را با مخاطبان به اشتراک گذاشتند که حاصلی از این همدلی بوده‎است.

در پرفورمنس" تغییر یا تبدیل" ما شاهد تلاش بی وقفه هنرمندان در مدت 8 ساعت برای پر کردن قالب‎های گچی از گل انباشته شده در وسط گالری بودیم. هنرمندان این قالب‎ها را قبلا از برخی اجزای بدن خود و یا دیگری گرفته بودند. سکوت و نور متمرکز بر اجرا، مخاطبان را از ورود به دایره ایی که با قطعات تکثیر شده بدن آنها هر لحظه تنگ تر می شد، برحذر می‎داشت. اما در لحظات پایانی اجرا، بالاخره جذبه‎ی تکه‎های بدن که با ریتم و چیدمانی دلچسب در کنار هم قرار گرفته بودند، باعث شد تعداد اندکی از مخاطبان را برای دخالت و حضور در اجرا تشویق نماید.

شاید بتوان گفت درپرفورمنس" تغییر یا تبادل"، گل انباشته شده در وسط گالری بعنوان درگاه یا مدخلی برای ارتباط بین هنرمندان مجموعه بود و قالب‎های اجزای بدن نمادی برای انتقال پیام یا مفهوم و تکثیر آن فرآیندی از تغییر برای این هنرمندان محسوب می‎شد. بی شک انسجام در این اجرا حاصل ارتباط و تبادل عمیق به‎ وجود آمده بین آنها است. البته این نکته مبهم است که حقیقتا هر یک از هنرمندان این مجموعه در پذیرش تغییر موفق‌تر بوده و یا تنها به تبادل ایده و افکار در این ارتباط بسنده کردند؟

و اما سهم مخاطب برای تبادل یا تغییر در این پرفورمنس چه بود؟ آنها ساعت‏ها شاهد تغییرپذیری گل به فرم‎هایی آشنا از اجزای بدن بودند. اجزای مثله شده‏ایی از بدن که کشش درخورتوجهی برای لمس کردن یا برداشته شدن را از سوی مخاطبان داشتند اما اغلب آنها با حسی ناکام صحنه را ترک کردند! می توان به چند عامل که دلیلی بر عقیم بودن ایجاد ارتباط و تبادل با مخاطب در این اجرا بود اشاره کرد. ابتدا شکل اجرای پرفورمنس که دایره‎ی بسته و پیش‌‍رونده در جهت داخل و مرکز بود، گویی از پیش مرزی را برای داخل و خارج اثر با دیگران مشخص می‌کرد. دلیل دیگر چهره هنرمندان که با جدیت و فرو رفتن در خود گویی راه‏های ارتباط با خارج و حتی داخل مجموعه را بسته‎اند و بصورت تعمدی تمایلی به برقراری ارتباط با مخاطبان را ندارند. البته دلیل این نحوه اجرا را باید در فلسفه و ایده اصلی هنرمندان این پرفورمنس دنبال کرد، که بدلیل نداشتن استیتمنت یافتن سرنخ‏های آن بسیار دشوار است. و درنهایت، ماخوذ به حیا بودن مخاطب ایرانی( که می توان آن را از زاویه تفاوت‏های فرهنگی بررسی کرد) نیز در عدم ورود به اثر موثر بوده‌است. هرچند سکوت سنگین، تمرکز هنرمندان به تکرار قالب‎زنی و جدیت در اجرا عواملی بودند بر کمرنگ شدن تبادل مخاطبان با اجرا اما نمی توان تاثیر اجراهایی از این دست را برای ایجاد تغییرذائقه مخاطب که تنها به ببینده بودن اکتفا نکند بی تاثیر دانست و همچنین ایجاد انگیزه برای مشارکت بیشتر در پروژه‏های آتی.

با تبریک به هنرمندان این پروژه که با تجربه‎ورزی جسورانه قدمی را برا ی ایجاد تغییر ذائقه مخاطبان و ارتباط بیشتر با قابلیت‎های رسانه‎ی سرامیک هنری برداشتند، زیراکه اجرای پرفورمنس با محوریت سرامیک در فضای تجسمی ایران انگشت شمار بوده است. و امید است به زودی شاهد ادامه و تکمیل این پروژه در آینده‌ایی نه چندان دور باشیم.

رجحانه حسینی

آذر 1398